اسم

مطب

(مَ طَ بّ) [ ع. ] (اِ.) درمانگاه، جای طبابت.

    مطبخ

    (مَ بَ) [ ع. ] (اِ.) آشپزخانه. ج. مطابخ.

      مطبق

      (مُ طَ بَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- تو در تو، طبقه طبقه.
      ۲- سرپوش دار شده.
      ۳- (اِ.) نوعی پارچه.

        مطبق

        (مَ طَ بِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- کسی که امور را با رأی صایب خود حل و فصل کند.
        ۲- شامل شونده.
        ۳- پوشنده فضا (ابر).
        ۴- فرو گیرنده زمین (آب).

          مطبوخ

          (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
          ۱- جوشانیده شده، پخته شده.
          ۲- داروی جوشانده.

            مطبوع

            (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
            ۱- خوش آیند، دلپذیر، مطلوب طبع.
            ۲- طبع شده، چاپ شده.

              مطبوعات

              (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ مطبوعه ؛ چاپ شده‌ها، اصطلاحاً به روزنامه‌ها و مجلاّت گفته می‌شود.

                مطحنه

                (مِ حَ نَ یا نِ) [ ع. مطحنه ] (اِ.) آسیا. ج. مطاحن.

                  Scroll to Top