اسم

مطبخ

(مَ بَ) [ ع. ] (اِ.) آشپزخانه. ج. مطابخ.

    مضیق

    (مَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جای تنگ، تنگنا.
    ۲- تنگه‌ای که دو دریا را به هم وصل می‌کند.

      مضیقه

      (مَ قِ) [ ع. مضیقه ] (اِ.) تنگنا، تنگدستی.

        مطابع

        (مَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مطبعه و مطبع، چاپخانه‌ها.

          مطار

          (مَ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) پریدن.
          ۲- (اِمص.) پرش، پرواز.
          ۳- (اِ.) محل پریدن.

            مطاع

            (مُ) [ ع. ] (اِمف.) اطاعت شده، در خور اطاعت، کسی که از او فرمان برداری و اطاعت کنند.

              Scroll to Top