اسم

مصارع

(مَ رِ) [ ع. ] (اِ.) ج. مَصرع. مهلکه‌ها، جای بر زمین افکندن.

    مصارفه

    (مُ رِ فِ یا رَ فَ) [ ع. مصارفه ]
    ۱- (مص م.) مبادله کردن.
    ۲- (اِ.) عوارضی که به مقتضای حال مؤدیان مالیات برای جبران کسر درآمدهای مالیاتی از آنان وصول می‌شد.

      مصاصه

      (مُ صِ یا صَ) [ ع. مصاصه ] (اِ.) آن چه که در خوردن و نوشیدن جذب بدن شود.

        مشیمه

        (مَ مَ) [ ع. مشیمه ] (اِ.) بچه دان. ج. مشائم.

          مشیمیه

          (مَ یِّ) [ ع. مشیمه ] (اِ.) پرده‌ای است عروقی که بافت اصلی اش از نسج ملتحمه‌است و در زیر پرده صلبیه قرار گرفته که دومین طبقه کره چشم را می‌سازد و شامل رگ‌های خونی و مواد رنگین است.

            مصاب

            (مُ) [ ع. ] (اِمف.)
            ۱- مصیبت زده.
            ۲- راست و درست به هدف رسیده.
            ۳- صواب داشته شده.

              Scroll to Top