مشیمیه
(مَ یِّ) [ ع. مشیمه ] (اِ.) پردهای است عروقی که بافت اصلی اش از نسج ملتحمهاست و در زیر پرده صلبیه قرار گرفته که دومین طبقه کره چشم را میسازد و شامل رگهای خونی و مواد رنگین است.
(مَ یِّ) [ ع. مشیمه ] (اِ.) پردهای است عروقی که بافت اصلی اش از نسج ملتحمهاست و در زیر پرده صلبیه قرار گرفته که دومین طبقه کره چشم را میسازد و شامل رگهای خونی و مواد رنگین است.
(مِ مَ ش یا شَ) [ ع. مشمشه ] (اِ.)
۱- یک دانه زردآلو.
۲- مرضی است ساری که خصوصاً اسب و استر و خر بدان مبتلا شوند و به انسان نیز سرایت کند.
(مَ) [ ع. ] (اِ مف.)
۱- فراگرفته شده، شامل شده.
۲- کسی که به سن قانوی برای ورود به نظام وظیفه رسیده.