اسم

مشیمیه

(مَ یِّ) [ ع. مشیمه ] (اِ.) پرده‌ای است عروقی که بافت اصلی اش از نسج ملتحمه‌است و در زیر پرده صلبیه قرار گرفته که دومین طبقه کره چشم را می‌سازد و شامل رگ‌های خونی و مواد رنگین است.

    مصاب

    (مُ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- مصیبت زده.
    ۲- راست و درست به هدف رسیده.
    ۳- صواب داشته شده.

      مشمشمه

      (مِ مَ ش یا شَ) [ ع. مشمشه ] (اِ.)
      ۱- یک دانه زردآلو.
      ۲- مرضی است ساری که خصوصاً اسب و استر و خر بدان مبتلا شوند و به انسان نیز سرایت کند.

        مشمع

        (مُ شَ مَّ) [ ع. ]
        ۱- (اِمف.) اندود شده با موم، مومی.
        ۲- نوعی پارچه نایلونی.

          مشمول

          (مَ) [ ع. ] (اِ مف.)
          ۱- فراگرفته شده، شامل شده.
          ۲- کسی که به سن قانوی برای ورود به نظام وظیفه رسیده.

            Scroll to Top