اسم

مشکل

(مُ شَ کَّ) [ ع. ] (اِمف.)۱ – شکل – پذیرفته، صورت بسته.
۲- ترتیب شده، تشکیل شده.

    مشکمالی

    (مُ) (اِ.) بیست و چهارمین و به روایتی سیزدهمین لحن از سی لحن باربد.

      مشکو

      (مُ)(اِ.)۱ – ب ت خانه.
      ۲- حرمسرا. مشکوی هم گفته شده.

        مشغولیت

        (مَ یَّ) [ ازع. ]
        ۱- (مص جع.) مشغول شدن، اشتغال.
        ۲- (اِ.) سرگرمی. ج. مشغولیت.

          مشق

          (مَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- (مص م.) تمرین و ممارست برای بدست آوردن آمادگی و مهارت در کاری، فنی یا هنری.
          ۲- (اِمص.) تمرین. ؛ سر ~ الف – نمونه خط معلم خطاطی. ب – نمونه، الگو. ؛ ~ شب تکلیف درسی که شاگرد باید در خانه انجام دهد. ؛~نظام اجرای عملیات نظامی.

            مشقت

            (مَ شَ قَّ) [ ع. مشقه ] (اِ.) زحمت، رنج. ج. مشاق، مشقات.

              پیمایش به بالا