اسم

مشط

(مَ یا مِ یا مُ) [ ع. ]
۱- (اِ.) آلتی که با آن موها را مرتب کنند، شانه. ج. امشاط، مشاط.
۲- خرک (موسیقی).

    مشک

    (مُ) (اِ.) ماده سیاه رنگ و خوشبویی که در ناف آهوی مشک تولید می‌شود.

      مشعث

      (مُ شَ عَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- پراکنده.
      ۲- ژولیده شده، آشفته گردانیده.
      ۳- در علم عروض «مفعولن» چون از «فاعلاتن» خیزد، آن را مشعث خوانند.

        مشعر

        (مَ عَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- محل قربانی.
        ۲- درخت سایه دار.
        ۳- قوه ادراک. ج. مشاعر.

          مشعل

          (مَ عَ) [ ع. ] (اِ.) قندیل، چراغدان. ج. مشاعل.

            Scroll to Top