اسم

مشکات

(مِ) [ ع. مشکاه ] (اِ.) جایی که در آن چراغ بگذارند.

    مشکدانه

    (~. نِ) (اِ.) بیست دومین و به روایتی دهمین لحن از سی لحن باربد.

      مشکدم

      (~. دَ) (اِ.) پرنده‌ای سیاه رنگ و خوش آواز.

        مشعل

        (مَ عَ) [ ع. ] (اِ.) قندیل، چراغدان. ج. مشاعل.

          مشغله

          (مَ غَ لِ) [ ع. مشغله ] (اِ.) کار و بار، پیشه، شغل. ج. مشاغل.

            Scroll to Top