اسم

مشرق

(مَ رِ) [ ع. ] (اِ.) خاور، جای طلوع خورشید.

    مشروط

    (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- شرط کرده شده، ملزم شده.
    ۲- در فارسی ؛ دانشجویی که چند ترم پیاپی نمره معدلش زیر ۱۰ بشود.

      مشروطه

      (مَ طِ) [ ع. مشروطه ] (اِمف.) حکومت دارای پارلمان که نمایندگان ملت در کارهای دولت نظارت داشته باشند، دارای نظام مشروطیت.

        مشدد

        (مُ شَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- سخت و محکم شده.
        ۲- حرفی که دارای تشدید باشد.

          مشرب

          (مَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- آبشخور.
          ۲- روش، مسلک. ج. مشارب.

            Scroll to Top