اسم

مشتی

(مَ یا مُ) (اِ.) نوعی پارچه حریر و لطیف و نازک.

    مشجب

    (مِ جَ) [ ع. ] (اِ.) دار، چوب که بر آن جامه اندازند.

      مشتق

      (مُ تَ قّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- جدا شده، چیزی که از چیز دیگر جدا شده باشد.
      ۲- کلمه‌ای که از کلمه دیگر گرفته شده باشد.
      ۳- در ریاضی حد نسبت نمو تابع به نمو متغیر وقتی که نمو متغیر به سمت صفر میل کند.
      ۴- آهنگ تغییر هر تابع نسبت به متغیر آن (ریاضی).

        مشت زن

        (مُ. زَ) (اِفا.) کسی که ورزش مشت زنی را انجام می‌دهد، بوکسور.

          مشت زنی

          (~.) (اِمر.) ورزشی که در آن هر یک از دو مشت زن می‌کوشد دیگری را با ضربه‌های مشت خود به زمین اندازد، بوکس.

            Scroll to Top