اسم

مسوده

(مُ سَ وَّ دِ) [ ع. مسوده ] (اِمف.)
۱- پیش نویس، نوشته‌ای که بعداً اصلاح و پاکنویس شود، چرک نویس.
۲- سیاه کرده شده.
۳- نمونه‌ای که چاپخانه از مطالب چیده شده دهد تا تصحیح و برگردانده شود.

    مسن

    (مِ سَ نّ) [ ع. ] (اِ.) فسان، آنچه با آن کارد و مانند آن را تیز کنند.

      مسند

      (مَ نَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- تکیه گاه.
      ۲- بالش بزرگ.
      ۳- مقام، مرتبه.
      ۴- فرشی گرانبها که بالای اطاق می‌افکندند و بزرگان بر آن جلوس می‌کردند.

        مسند

        (مَ نَ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- نسبت داده شده.
        ۲- چیزی که به آن تکیه شود.
        ۳- یکی از ارکان اصلی جمله.

          مسنن

          (مُ سَ ن ِّ) [ ع. ] (ا ِ فا.) دندان پزشک، دندان ساز.

            Scroll to Top