اسم

مسلک

(مَ لَ) [ ع. ] (اِ.) روش، آیین. ج. مسالک.

    مسلم

    (مُ سَ لَّ) [ ع. ] (اِمف.) باور کرده شده، تسلیم شده، حتمی، قطعی.

      مسلمان

      (مُ سَ) [ ع. ] (اِ.) پیرو دین مبین اسلام. ؛ ~ نشنود کافر نبیند کنایه از: تحمل رنج بسیار شدید.

        مسلی

        (مُ سَ لّ) [ ع. ]
        ۱- (اِفا.) تسلی دهنده.
        ۲- (اِ.) سومین اسب مسابقه.

          Scroll to Top