اسم

مسما

(مُ سَ مّ) [ ازع. ] (اِ.) نوعی غذا که با گوشت و بادمجان و غیره پزند و آن اقسام مختلف دارد مانند مسمای بادمجان، مسمای مرغ و غیره.

    مسمط

    (مُ سَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- مروارید به رشته کشیده شده.
    ۲- نوعی قالب شعری که پنج مصراع آن به یک قافیه و مصراع ششم به قافیه دیگر باشد.

      مسلح

      (مُ سَ لَّ) [ ع. ] (اِمف.) سلاح پوشیده، سلاح دار، دارای اسلحه.

        مسلخ

        (مَ لَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- کشتارگاه، جای پوست کندن.
        ۲- رخت کن، رخت کن گرمابه. ج. مسالخ.

          مسلسل

          (مُ سَ سَ) [ ع. ]
          ۱- (اِمف.) پیوسته، پی درپی.
          ۲- (اِ.) نوعی سلاح گرم.

            مسقطی

            (مَ قَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی شیرینی شبیه ژله که از نشاسته وشکر و مواد معطر می‌سازند.

              Scroll to Top