اسم

مست

(مُ) [ په. ] (اِ.) گله، شکوه، شکایت.

    مسامر

    (مُ مِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- شب زنده دار، شب – نشین.
    ۲- افسانه گو، قصه سرا؛ ج. مسامرین.

      مسامیر

      (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ مسمار؛ میخ‌های آهنین.

        Scroll to Top