اسم

مژک

(مُ ژَ) (اِ.) زواید سیتوپلاسمی که تعداد بسیاری از جانوران یک سلولی حول بدن خود دارند و به وسیله حرکت این مژک‌ها جابه جا می‌شوند و یا طعمه خود را صید می‌کنند.

    مزوجه

    (مُ زَ وّ جِ) (اِ.) کلاهی که میان آن از پنبه آکنده باشد، کلاه درویشان.

      مزودرم

      (مِ زُ دِ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- لایه زاینده میانی جنین که بین روپوست و درون پوست قرار دارد و از آن بافت پیوندی و عضلات و استخوان‌ها و دستگاه ادراری – تناسلی و سیستم گردش خون پدید می‌آید، میان پوست. (فره).
      ۲- لایه میانی در پوشش خارجی خزه‌ها.

        مزور

        (مُ زَ وَّ) [ ع. ] (اِ.) غذای بدون چربی که برای بیمار تجویز می‌کردند.

          Scroll to Top