اسم

مرغ

(مُ) [ په. ] (اِ.) پرنده. ج. مرغان. به طور عام نام هر جانور بالدار پرنده تخم گذار که بدنش از پر پوشیده شده باشد. مق خروس. ؛قاطی ~ها شدن کنایه از: ازدواج کردن، زن گرفتن. ؛ ~یک پا دارد کنایه از: روی حرف و نظر خود ایستادن، یکدنگی، لجبازی. ؛مثل ~سرکنده کنایه از: بسیار بی قرار و ناآرام.

    مرغ سقا

    (~ِ سَ قُ) [ فا – ع. ] (اِمر.) مرغی است با پرهای سفید و منقار دراز که در آب شنا می‌کند و در زیر گردنش کیسه‌ای است که می‌تواند ۱۰ لیتر آب را در خود جا دهد و گاهی هم ماهی‌های شکار شده را در آن ذخیره می‌کند.

      مرغ شب آویز

      (~ِ شَ) (اِمر.) چوک، مرغ حق، پرنده‌ای است شبیه جغد که خود را از درخت آویزان می‌کند و پی درپی فریاد می‌کشد.

        مرض

        (مَ رَ) [ ع. ] (اِ.) ناخوشی، بیماری. ج. امراض.

          مرغابی

          (مُ) (اِ.)
          ۱- تیره‌ای از پرندگان راسته غازسانان.
          ۲- پرنده مهاجر از همین تیره که گونه‌های متفاوت دارد.
          ۳- اردک.

            پیمایش به بالا