اسم

مرغ

(مُ) [ په. ] (اِ.) پرنده. ج. مرغان. به طور عام نام هر جانور بالدار پرنده تخم گذار که بدنش از پر پوشیده شده باشد. مق خروس. ؛قاطی ~ها شدن کنایه از: ازدواج کردن، زن گرفتن. ؛ ~یک پا دارد کنایه از: روی حرف و نظر خود ایستادن، یکدنگی، لجبازی. ؛مثل ~سرکنده کنایه از: بسیار بی قرار و ناآرام.

    مرغ سقا

    (~ِ سَ قُ) [ فا – ع. ] (اِمر.) مرغی است با پرهای سفید و منقار دراز که در آب شنا می‌کند و در زیر گردنش کیسه‌ای است که می‌تواند ۱۰ لیتر آب را در خود جا دهد و گاهی هم ماهی‌های شکار شده را در آن ذخیره می‌کند.

      مرصود

      (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- انتظار کشیده شده.
      ۲- ستاره‌ای که در رصدخانه حرکات و اوضاعش ضبط شده‌است.

        مرزیده

        (مَ یا مُ دَ یا دِ) (اِمف.) کسی که با او جماع کرده باشند؛ ج. مرزیدگان.

          مرس

          (~.) [ ع. ] (اِ.) طناب، ریسمان.

            مرس

            (مُ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- سیستم تلگراف الکترومغناطیسی که از علایم قراردادی خط و نقطه استفاده می‌کند و به نام مخترع آن ساموئل مرس معروف است.
            ۲- الفبای مُرس.

              Scroll to Top