(هَ زَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- آواز، سرود. ۲- بحری از عروض بر وزن چهار بار مفاعیلن.
(هَ زَ) (اِ.) بیدستر، سگ آبی.
(هَ) [ ع. ] (اِ.) مسخرگی، مزاح، شوخی.
(~.) (اِ.) جانوری از شاخه بند پایان، دارای بدنی دراز با پاهای متعدد.
(~. بِ) (اِمر.) کنایه از: آفتاب، خورشید.
(~.) (اِمر.) هزارلا؛ بخش سوم معده نشخوارکنندگان که داخل آن لایه لایهاست.
(~. نِ) (اِمر.) نک. هزارتو.
(~. دَ) (اِمر.) بلبل.
(~.) (اِ.) نوعی تنبیه و شکنجه، هزار تازیانه.
(~.) (اِمر.) نک. هزارتو.