(هُ) [ ع. ] (اِ.) لاغری.
(هَ هِ) [ ع. ] (اِ.) ج. هزهزه. جنگها، فتنهها.
(هِ زَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- شیر درنده. ۲- پهلوان، دلیر. ؛ ~ِ و غا دلیر میدان جنگ.
(هِ زَّ) [ ع. هزه ] (اِ.) ۱- جنبش، حرکت. ۲- شادمانی، نشاط.
(هَ زَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- آواز، سرود. ۲- بحری از عروض بر وزن چهار بار مفاعیلن.
(هَ زَ) (اِ.) بیدستر، سگ آبی.
(هَ) [ ع. ] (اِ.) مسخرگی، مزاح، شوخی.
(~.) (اِ.) جانوری از شاخه بند پایان، دارای بدنی دراز با پاهای متعدد.
(~. بِ) (اِمر.) کنایه از: آفتاب، خورشید.
(~.) (اِمر.) هزارلا؛ بخش سوم معده نشخوارکنندگان که داخل آن لایه لایهاست.