اسم

مدیتیشن

(مِ تِ ش) [ انگ. ] (اِمص.) نوعی روش تمرکز که هدف آن به دست آوردن آرامش و اصلاح کیفیات روانی است.

    مدیحه

    (مَ حِ) [ ع. مدیحه ] (اِ.) ستایش. ج. مدایح.

      مدیر

      (مُ) [ ع. ] (اِفا.) اداره کننده. ؛ ~عامل مدیری که از طرف هیئت مدیره برای اداره امور جاری شرکت تعیین می‌شود. ؛ ~کل مدیری که امور یک اداره کل در یک وزارتخانه یا مؤسسه بزرگ به عهده اوست. ؛ ~ مسئول کسی که در مورد شغل یا فعالیت معینی مسئول پاسخگویی نزد مقام‌های دولتی است.

        مدینه

        (مَ نِ) [ ع. مدینه ] (اِ.) شهر. ج. مدن، مداین. ؛ ~ی فاضله آرمان شهر.

          مدیوم

          (مِ یُ) [ فر. ] (اِ.) واسطه، شخصی که واسطه احضار ارواح شود.

            مدمغ

            (مُ دَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.)
            ۱- غذای چرب کرده شده.
            ۲- در فارسی: کسی که دماغ (تکبر) و نخوت دارد؛ پرنخوت، متکبر.

              مدن

              (مُ دُ) [ ع. ] (اِ.) جِ مدینه ؛ شهرها.

                Scroll to Top