اسم

مدمغ

(مُ دَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- غذای چرب کرده شده.
۲- در فارسی: کسی که دماغ (تکبر) و نخوت دارد؛ پرنخوت، متکبر.

    مدن

    (مُ دُ) [ ع. ] (اِ.) جِ مدینه ؛ شهرها.

      مدفع

      (مَ فَ) [ ع. ] (اِ.) جای گرد آمدن آب، مجرای آب. ج. مدافع.

        مدنگ

        (مَ دَ) (اِ.)
        ۱- کلید، دندانه کلید.
        ۲- قفل، کلون.

          مدرسه

          (مَ رَ س) [ ع. مدرسه ] (اِ.) محل درس دادن و علم آموختن. ج. مدارس.

          جایی که درس می‌خوانیم.
          مَدرِسه
          مَد + رِ + سه
          school
          مدرسه
          بچّه‌ها در مدرسه درس می‌خوانند.
          مدرسه که صرف کردن نداره
          ولی خوب چه کنم نیازه
          اینم یکی دیگه

          مدرک

          (مُ رِ) [ ع. ] (اِ فا.) دریابنده، درک کننده.

            مدرک

            (مَ رَ) [ ع. ] (اِ.) دلیل، سند، مأخذ. ج. مدارک. ؛ ~ تحصیلی نوشته‌ای رسمی که نشان می‌دهد شخصی دوره تحصیلی معینی را گذرانده‌است. ؛ ~ ِ تخصصی نوشته‌ای که نشان می‌دهد شخصی تخصص در یک رشته عم لی یا فنی را گذارنده‌است.

              Scroll to Top