مدمر
(مُ دَ مِّ) [ ع. ] (اِفا.) هلاک کننده، دمار برآورنده.
(مُ دَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- غذای چرب کرده شده.
۲- در فارسی: کسی که دماغ (تکبر) و نخوت دارد؛ پرنخوت، متکبر.
(مَ رَ س) [ ع. مدرسه ] (اِ.) محل درس دادن و علم آموختن. ج. مدارس.
(مَ رَ) [ ع. ] (اِ.) دلیل، سند، مأخذ. ج. مدارک. ؛ ~ تحصیلی نوشتهای رسمی که نشان میدهد شخصی دوره تحصیلی معینی را گذراندهاست. ؛ ~ ِ تخصصی نوشتهای که نشان میدهد شخصی تخصص در یک رشته عم لی یا فنی را گذارندهاست.