اسم

مخیله

(مُ خَ یِّ لِ) [ ع. مخیله ] (اِ.) قوه تخیل و تصور.

    مخیله

    (مَ لَ یا لِ) [ ع. مخیله ] (اِ.)
    ۱- گمان، پندار.
    ۲- کبر، تکبر.
    ۳- ابری که آن را بارنده گمان برند.

      مخیم

      (مُ خَ یَّ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- جایی که در آن خیمه زنند، خیمه گاه.
      ۲- اردوگاه، معسکر.

        مد

        (مَ دّ) [ ع. ]
        ۱- (اِمص.) کشش، کشیدگی.
        ۲- بالا آمدن آب دریا بر اثر جاذبه ماه و خورشید.
        ۳- (اِ.) علامتی به این شکل «~» که بالای الف ممدوده گذاشته می‌شود.

          مد

          (مُ) [ فر. ] (اِ.) سلیقه و روشی که باب روز است. اعم از طرز زندگی، سر و وضع ظاهری و غیره. و معمولاً گذراست و در زمان‌های مختلف تغییر می‌کند.

            مداخل

            (مَ خِ) [ ع. ] (اِ.) درآمد به ویژه درآمد فرعی و جانبی.

              مداد

              (مِ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- مرکب.
              ۲- نوعی قلم که دارای مغزی به رنگ‌های مختلف است که از آن برای نوشتن یا نقاشی کردن استفاده می‌کنند.

                مداد پاک کن

                (~. کُ) [ ع – فا. ] (اِ.) وسیله‌ای از ترکیبات لاستیک برای زدودن اثر مداد.

                  مداد تراش

                  (~. تَ) [ ع – فا. ] (اِ.) وسیله‌ای با یک تیغه ثابت یا چرخان برای تیز کردن یا تراشیدن نوک مداد.

                    Scroll to Top