اسم

مخیط

(مِ یَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- سوزن.
۲- محل عبور، گذرگاه.

    مخیله

    (مُ خَ یِّ لِ) [ ع. مخیله ] (اِ.) قوه تخیل و تصور.

      مخیله

      (مَ لَ یا لِ) [ ع. مخیله ] (اِ.)
      ۱- گمان، پندار.
      ۲- کبر، تکبر.
      ۳- ابری که آن را بارنده گمان برند.

        مخیم

        (مُ خَ یَّ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- جایی که در آن خیمه زنند، خیمه گاه.
        ۲- اردوگاه، معسکر.

          مخملک

          (مَ مَ لَ) [ ع – فا. ] (اِ.) بیماری واگیردار که عامل آن یک نوع استرپتوکوک است و دارای سمی است که تولید دانه‌های قرمزی می‌کند.

            Scroll to Top