اسم

مدار

(مَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جای دور زدن و گردیدن.
۲- در اصطلاح جغرافیا عبارت از خطی است که سیارات به دور خورشید می‌پیمایند. ؛ ~ رأس الجدی مدار َ۲۷ ْ۲۳ عرض جنوبی کره زمین که خورشید در روز اول دی ماه به آن عمود می‌تابد و منطقه معتدل جنوبی از پایین آن تا مدار جنوبگان را شامل می‌شود. ؛ ~ رأس السَّرطان مدار َ۲۷ ْ۲۳ عرض شمالی کره زمین که خورشید در روز اول تیرماه بر آن عمود می‌تابد و منطقه معتدل شمالی از بالای آن تا مدار شمالگان را شامل می‌شود.

    مدارا

    (مُ) (اِ.) همکاری، همراهی یا همزیستی با دیگران.

      مخیط

      (مِ یَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- سوزن.
      ۲- محل عبور، گذرگاه.

        مخمس

        (مُ خَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- پنج تایی.
        ۲- شعری که هر بند آن پنج مصراع باشد.

          Scroll to Top