اسم

مخترع

(مُ تَ رِ) [ ع. ] (اِفا.) اختراع کننده، ایجادکننده، آن که چیز جدیدی را اختراع کرده‌است.

    مخدره

    (مُ خَ دَّ رَ یا رِ) [ ع. مخدره ] (اِمف.) زن باحجاب و پرده نشین. ج. مخدرات.

      مختص

      (مُ تَ صّ) [ ع. ] (اِمف.) اختصاص یافته، آنچه خاص کسی یا چیزی باشد.

        مخدع

        (مَ یا مِ یا مُ دَ) [ ع. ] (اِ.) صندوقخانه. ج. مخادع.

          مختصات

          (مُ تَ صّ) [ ع. ] (اِ.) مجموعه دو یا سه عددی که به کمک آنها وضع یک نقطه در صفحه یا در فضا یا بر روی کره مشخص می‌شود.

            مخده

            (مَ خَ دَّ) [ ع. مخده ] (اِ.) نازبالش، پشتی.

              Scroll to Top