اسم

محرق

(مُ حَ رِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- نیک سوزاننده به آتش.
۲- آن چه موجب تشنگی گردد.
۳- دوایی را گویند که پس از مالیدن بر روی پوست بدن ایجاد سوزش و تحریک شدید کند، مانند: فرفیون، خردل و غیره.

    محرق

    (مُ حَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- سوخته شده.
    ۲- آب جوش داده به آتش.

      محرقه

      (مُ رِ قَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- آتشگیره.
      ۲- بیماری تیفوس.

        محرک

        (مُ حَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- حرکت دهنده.
        ۲- تحریک کننده، برانگیزنده.

          محرک

          (مُ حَ رَّ) [ ع. ] (اِ مف.) تحریک شده، برانگیخته. ج. محرکین.

            محرم

            (مَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- از اعضای نزدیک خانواده، کسی که ازدواج با او حرام باشد.
            ۲- کنایه از: زن، زوجه.
            ۳- خویشاوند، خویش.
            ۴- آشنا.
            ۵- هم راز. ج. محارم.

              محرم

              (مُ حَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.) نام ماه اوُل از دوازده ماه قمری.

                محرمات

                (مُ حَ رَّ) [ ع. ] (اِ مف.)
                ۱- چیزهای حرام.
                ۲- زنان حرم.
                ۳- در فارسی جامه راه راه الوان. ج. محرمه (محرم).

                  Scroll to Top