اسم

مجوز

(مُ جَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) تجویز شده، روا داشته شده، اجازه نامه.

    مجمع

    (مَ مَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- محل اجتماع، محل گرد آمدن.
    ۲- نهادی که تصدی امور خاصی را بر عهده دارد.

      مجمعه

      (مَ مِ عَ یا عِ) [ ع. مجمعه ] (اِ.) سینی بزرگ مسی.

        مجموع

        (مَ) [ ع. ]
        ۱- (اِمف.) گرد آمده، گرد – آورده شده.
        ۲- (اِ.) حاصل جمع (ریاضی).
        ۳- مجموعاً، همگی.

          مجنب

          (مُ جَ نَّ) [ ع. ] (اِمف.)
          ۱- دور کرده، پرهیز داده.
          ۲- آن بعد که یک پرده رد کرده باشد؛ مق. طنینی، بقیه.

            Scroll to Top