اسم

هذلولی

(~.) [ ع. ] (اِ.)یکی از منحنی‌های مقاطع مخروطی است که سطح آن موازی با محور اصلی سطح مخروطی است.

    هذیان

    (هَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) پریشان گویی.
    ۲- (اِ.) گفتار بیهوده و پرت و پلا.

      هر

      (هَ یا هُ) (اِ.) دانه‌ای که در میان گندم روید و خوردن آن ضرر دارد.

        هرا

        (هَ رّ) (اِ.)
        ۱- ساز و برگ اسب، مانند سینه بند و لگام.
        ۲- گلوله‌های زرُین و سیمین که به زین، لگام و سینه بند اسب می‌بستند.

          هرا

          (هُ رّ) (اِ.) صدای مهیب، فریاد سهمناک.

            هدنگ

            (هَ دَ) (اِ.) اسبی که سفید باشد.

              هدهد

              (هُ هُ) [ ع. ] (اِ.) شانه به سر، مرغ سلیمان.

                هدی

                (هَ) (اِ.) زراعتی که توسط آب باران مشروب شود؛ دیم، دیمه.

                  Scroll to Top