اسم

هر

(هَ یا هُ) (اِ.) دانه‌ای که در میان گندم روید و خوردن آن ضرر دارد.

    هرا

    (هَ رّ) (اِ.)
    ۱- ساز و برگ اسب، مانند سینه بند و لگام.
    ۲- گلوله‌های زرُین و سیمین که به زین، لگام و سینه بند اسب می‌بستند.

      هرا

      (هُ رّ) (اِ.) صدای مهیب، فریاد سهمناک.

        هدیر

        (هَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) بانگ کردن شتر در وقت مستی.
        ۲- (اِ.) آواز کبوتر.

          هجیر

          (هَ) [ ع. ] (اِ.) گرمای نیم روز، گرمای سخت.

            هخر

            (هِ) (اِ.) قسمت‌های مایع جسد و مردار.

              هدا

              (هُ) [ ع. هدی ] (اِ.) رستگاری، راهنمایی.

                Scroll to Top