اسم

هجیر

(هَ) [ ع. ] (اِ.) گرمای نیم روز، گرمای سخت.

    هخر

    (هِ) (اِ.) قسمت‌های مایع جسد و مردار.

      هدا

      (هُ) [ ع. هدی ] (اِ.) رستگاری، راهنمایی.

        هدف

        (هَ دَ) [ ع. ] (اِ.) نشانه، غرض، نشانه تیر. ج. اهداف.

          هدفون

          (هِ فُ) [ انگ. ] (اِ.) یک جفت گوشی که با اتصال آن به دستگاه صوتی یا تصویری، صدا به طور مستقیم و بدون پخش شدن در فضا دریافت شود، دوگوشی. (فره).

            هدم

            (هَ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) خراب کردن، ویران کردن.
            ۲- (اِمص.) خرابی، ویرانی.

              هدنگ

              (هَ دَ) (اِ.) اسبی که سفید باشد.

                Scroll to Top