اسم

هدف

(هَ دَ) [ ع. ] (اِ.) نشانه، غرض، نشانه تیر. ج. اهداف.

    هدفون

    (هِ فُ) [ انگ. ] (اِ.) یک جفت گوشی که با اتصال آن به دستگاه صوتی یا تصویری، صدا به طور مستقیم و بدون پخش شدن در فضا دریافت شود، دوگوشی. (فره).

      هدم

      (هَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) خراب کردن، ویران کردن.
      ۲- (اِمص.) خرابی، ویرانی.

        هدنگ

        (هَ دَ) (اِ.) اسبی که سفید باشد.

          هدهد

          (هُ هُ) [ ع. ] (اِ.) شانه به سر، مرغ سلیمان.

            هدی

            (هَ) (اِ.) زراعتی که توسط آب باران مشروب شود؛ دیم، دیمه.

              هدی

              (هُ دا)
              ۱- (مص م.) راه راست نمودن.
              ۲- (اِمص.) راهنمایی، راست راهی. مق ضلالت.
              ۳- (اِ.) راه درست.

                هدی

                (هَ) [ ع. ] (اِ.) قربانی که به مکه فرستند.

                  Scroll to Top