اسم

مثقل

(مُ ثَ قِّ) [ ع. ] (اِفا.) سنگین کننده، گران سنگ گرداننده.

    مثل

    (مُ ثُ) [ ع. ] (اِ.) ج. مثال ؛ مانندها، شبیه‌ها.

      مثل

      (مَ ثَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- سخن مشهور.۲ – داستان، قصه.
      ۳- عبرت.
      ۴- پند، اندرز.

        مثلث

        (مُ ثَ لَّ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- شکلی که دارای سه ضلع و سه زاویه باشد.
        ۲- عطری که از ترکیب سه ماده خوشبو درست شده باشد.

          مثلثات

          (مُ ثَ لَ) [ ع. ] (اِمف. اِ.)
          ۱- جِ مثلث.
          ۲- بخشی از علم ریاضی که موضوعش مطالعه و تعیین روابط بین اضلاع و زوایای مثلث و تعیین عناصر نامعلوم یک مثلث از روی اندازه‌های معلوم آن است.

            Scroll to Top