اسم

مجاجه

(مُ جَ یا جِ) [ ع. مجاجه ]
۱- (اِ.) آن چه از دهان بیرون ریزند.
۲- عصاره شی ء.

    مجادیح

    (م َ) [ ع. ] (اِ.) جِ مجد ح ؛ ستارگان مایل به غروب.

      مجاری

      (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ مجری ؛ محل جریان‌ها.

        مجاز

        (مَ) [ ع. ] (اِ.) غیر حقیقت، استعمال کلمه‌ای در غیر معنی حقیقی خود به شرط آن که آن معنی از جهتی مناسبت با معنی اصلی داشته باشد.

          مجازات

          (مُ) [ ع. مجازاه ]
          ۱- (مص م.) جزا دادن، پاداش دادن.
          ۲- (اِمص.) کیفر.

            مجال

            (مَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- جولانگاه.
            ۲- فرصت.

              Scroll to Top