اسم

مثبت

(مُ ثَ بِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- محکم کننده، استوار کننده.
۲- برجا دارنده.

    مثردیطوس

    (مَ رَ) [ معر. ] (اِ.) معجون ضد سمی که تهیه شدن آن را اول دفعه منسوب به مهرداد (میترادات) پادشاه پنتوس از خاندان پارت می‌دانند؛ مثرودیطوس.

      مثقال

      (مِ) [ ع. ] (اِ.) واحدی برای وزن معادل ۱۱۶ سیر. ؛ ~ی هفت صنار فرق داشتن کنایه از: بسیار متفاوت بودن، بسیار برتر بودن.

        متینگ

        (مِ) [ انگ. ] (اِ.) اجتماع، اجتماع مردم برای بحث و مذاکره درباره مسائل اجتماعی.

          مثابت

          (مَ بَ) [ ع. مثابه ] (اِ.)
          ۱- محل اجتماعی مردم.
          ۲- حد، اندازه.
          ۳- مانند.

            مثابه

            (مَ بِ یا بَ) [ ع. مثابه ] (اِ.)
            ۱- جایگاه، منزلت.
            ۲- رتبه، درجه.

              مثال

              (مِ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- مانند، شبیه.
              ۲- فرمان، حکم. ج. امثله.
              ۳- کلمه یا عبارتی که برای توضیح مطلبی یا قاعده‌ای آورده شود.
              ۴- شاهد.
              ۵- تصویر، تمثال.
              ۶- مجسمه، پیکر.

                پیمایش به بالا