اسم

متکرر

(مُ تَ کَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- دوبار کرده یا گفته شده.
۲- دو دله شونده، مردد؛ ج. متکررین.

    متقلب

    (مُ تَ قَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- دگرگون کننده هرچیزی.
    ۲- مردم نادرست و دغل.

      متفنن

      (مُ تَ فَ نِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- کسی که حرفه‌های گوناگون بلد باشد.
      ۲- کسی که به کاری یا هنری از روی تفنن بپردازد.

        متقارب

        (مُ تَ رِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- نزدیک شونده، نزدیک به یکدیگر.
        ۲- نامِ یکی ازبحور شعر که از هشت فعولن تشکیل شده‌است.

          Scroll to Top