متعدد
(مُ تَ عَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.) بسیار، بی شمار.
(مُ تَ عَ دّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- تجاوز – کننده، ستمگر.
۲- فعلی که تنها با فاعل معنای کامل ن داشته باشد و نیازمند به مفعول باشد.
(مُ تَ عَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- طلب کننده چیزی به جهت شناختن آن.
۲- جستجو – کننده گم شده.
۳- سالک که به اول وهله از شناخت خدا غافل بود و بزودی حاضر گردد و فاعل مطلق را در صور و وسایط و روابط باز شناسد.