اسم

متصنع

(مُ تَ صَ نِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- خویشتن آراینده.
۲- به تکلف نیکو سیرتی نماینده.
۳- آن که صنعتی یا هنری را به خود ببندد؛ ج. متصنعین.

    متشکر

    (مُ تَ شَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) سپاس دار، شکرگزار، آن که تشکر می‌کند و سپاس به جا می‌آورد.

      متشکک

      (مُ تَ شَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) گمان کننده، شک کننده، ج. متشککین.

        متشهد

        (مُ تَ شَ هِّ) [ ع. ] (اِفا.) گوینده «اشهدان لااله الاللّه».

          Scroll to Top