اسم

متشکر

(مُ تَ شَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) سپاس دار، شکرگزار، آن که تشکر می‌کند و سپاس به جا می‌آورد.

    متشکک

    (مُ تَ شَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) گمان کننده، شک کننده، ج. متشککین.

      متشهد

      (مُ تَ شَ هِّ) [ ع. ] (اِفا.) گوینده «اشهدان لااله الاللّه».

        متشهی

        (مُ تَ شَ هّ) [ ع. ] (اِفا.) خواهنده چیزی، رغبت کننده، آرزو دارند.

          متصادم

          (مُ تَ دِ) [ ع. ] (اِفا.) به هم خورنده با چیزی، با هم زننده، با هم کوبنده ؛ ج. متصادمین.

            Scroll to Top