اسم

هامون

[ په. ] (اِ.)= هامُن:
۱- دشت، صحرا، زمین هموار.
۲- خشکی.

    هامین

    (اِ.) وزنی است برابر بیست و پنج استار.

      هاهای

      (اِصت.)
      ۱- هیاهو، شور و غوغا.
      ۲- فریاد و ناله ماتم زدگان.

        هاون

        (وَ) [ په. ] (اِ.) ظرفی آهنی یا سنگی که در آن چیزی را می‌کوبند یا می‌سایند.

          هاونان

          (وَ) (اِ.) یکی از هشت مقام روحانی دین زردشتی از این قرار: زئوتر، هاونن، اتروخش، فربرتر، آبرت، آسناتر، رئثویشکر، سرئثوشاورز، زئونریا (زوت) رئیس این پیشوایان است و در میان دیگر هاوانان دارای نخستین پایه‌است.

            های

            (اِ.)
            ۱- کلمه تأسف یعنی وای.
            ۲- کلمه خطاب به معنی اَی.
            ۳- هیاهو.

              هالی

              (اِ.) ستاره دنباله دار منظومه شمسی با مدار گردشی برابر ۷۶ سال.

                پیمایش به بالا