اسم

مالت

[ فر. ] (اِ.) جوانه غلات به ویژه جو.

    ماکزیموم

    (مُ) [ فر. ] (اِ.) = ماکزیمم: حداکثر، بیشترین حد، بزرگترین مقدار در مجموعه‌ای از مقادیر، بیشینه (فره).

      ماکسی

      [ تر. ] (اِ.) پیراهن یا دامن زنانه بلند تا مچ پا.

        ماکو

        (اِ.)
        ۱- وسیله‌ای در ماشین بافندگی که ماسوره بر روی آن قرار می‌گیرد.
        ۲- میله‌ای در چرخ خیاطی که قرقره بر روی آن قرار می‌گیرد.

          ماشین

          [ فر. ] (اِ.)
          ۱- دستگاهی که به وسیله موتور یا دینام یا بدون آن حرکت می‌کند و کارهای مختلف انجام می‌دهد.
          ۲- وسیله نقلیه موتوری، اتومبیل.

            ماشین نویس

            (نِ) (اِ.) کسی که (معمولاً در اداره‌ها یا مؤسسه‌ها) نوشته‌ها را به وسیله ماشین تحریر ماشین می‌کند.

              ماضی

              [ ع. ] (اِفا.)
              ۱- گذشته (زمان). مق حال، مستقبل (آینده). ضح – فعلی است که بر زمان گذشته دلالت کند: رفتم، نوشتم. گفت و آن شامل اقسام مختلف است.
              ۲- در گذشته، مرده.
              ۳- برنده، قاطع.
              ۴- مرد رسا در امور، کاربر.

                Scroll to Top