مالباخته
(تِ) (اِ.) کسی که مالش را از دست دادهاست.
(مُ) [ فر. ] (اِ.) = ماکزیمم: حداکثر، بیشترین حد، بزرگترین مقدار در مجموعهای از مقادیر، بیشینه (فره).
(اِ.)
۱- وسیلهای در ماشین بافندگی که ماسوره بر روی آن قرار میگیرد.
۲- میلهای در چرخ خیاطی که قرقره بر روی آن قرار میگیرد.
[ فر. ] (اِ.)
۱- دستگاهی که به وسیله موتور یا دینام یا بدون آن حرکت میکند و کارهای مختلف انجام میدهد.
۲- وسیله نقلیه موتوری، اتومبیل.
(نِ) (اِ.) کسی که (معمولاً در ادارهها یا مؤسسهها) نوشتهها را به وسیله ماشین تحریر ماشین میکند.
[ ع. ] (اِفا.)
۱- گذشته (زمان). مق حال، مستقبل (آینده). ضح – فعلی است که بر زمان گذشته دلالت کند: رفتم، نوشتم. گفت و آن شامل اقسام مختلف است.
۲- در گذشته، مرده.
۳- برنده، قاطع.
۴- مرد رسا در امور، کاربر.