اسم

لیزر

(لِ زِ) [ انگ. ] (اِ.) اسبابی که نوسان طبیعی اتم‌ها یا مولکول‌ها را در سطح‌های انرژی برای تولید تابش الکترومغناطیسی در ناحیه‌های نورمریی، فرابنفش یا فرا قرمز طیف مورد بهره برداری قرار می‌دهد.

    لیزم

    (زُ) (اِ.) کباده کمان نرم که با آن تمرین کمان کشیدن کنند.

      لیس

      (اِ.) قسمی بازی و قمار با پول.

        لیس پس لیس

        (پَ) (اِ.) نوعی بازی که در آن بازیکنان در پشت خط معینی می‌ایستند، یکی سکه یا شیئی دیگر را به جلو پرتاب می‌کند و دیگران می‌کوشند شی ء خود را هرچه نزدیک تر به آن پرتاب کنند تا برنده شوند.

          لیست

          [ فر. ] (اِ.) فهرست، صورت اسامی افراد یا اشیا یا هر چیز دیگر، سیاهه، صورت. (فره). ؛ ~ سیاه نام مخالفان و متهمان.

            لیسه

            (س) (اِ.) نوعی آفت درختانی مانند سیب و گوجه.

              لیر

              [ از آرا. ] (اِ.) آب غلیظی که از دهان و گوشه‌های لب فرو ریزد. و بیرون آید.

                لیرت

                (رَ) (اِ.)
                ۱- خود آهنی که به هنگام جنگ بر سر گذارند، مغفر.
                ۲- نوعی از سلاح، عزاره.

                  Scroll to Top