اسم

لویشه

(لَ شَ یا ش) (اِ.) ریسمانی که به شکل حلقه بر سر چوبی نصب کنند و اسب و خر چموش را در آن حلقه نهند و بتابند تا حرکات ناپسند نکنند؛ لویش و لویشن و لبیشه و لبیشن و لباشه و لواشه و لباچه نیز می‌گویند.

    لویه

    (یَ یا یِ) (اِ.) هر تا از پارچه و لباس، لای، تاه، تو.

      لؤلؤ

      (لُ لُ) [ ع. ] (اِ.) مروارید؛ ج. لا´لی.

        لؤم

        (لُ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) فرومایه شدن.
        ۲- (اِمص.) فرومایگی، پستی.

          لی لی

          (اِ.) پوشال یا پیزر که به عنوان لایی به کار می‌رود. ؛ ~به لالای کسی گذاردن از کسی تعریف و تمجید کردن، کسی را بی خود لوس کردن، ناز او را کشیدن.

            لولهنگ

            (لُ لَ هِ) (اِ.) = لولهین. لولین. لولئین: آفتابه گلی، ابریق. ؛ ~ کسی زیاد آب گرفتن کنایه از: دارای نفوذ و اعتبار بودن.

              لولو

              (اِ.) شکل موهومی که بچه را با آن بترسانند.

                لوک

                (اِ.) آن که روی زانو و کف دست راه رود.

                  Scroll to Top