اسم

لهنه

(لُ نَ) [ ع. لُهنَه ] (اِ.)۱ – غذای کم و مختصر که سیر نکند.
۲- ارمغان، سوغات.

    لنگه

    (لَ گِ یا گَ) (اِ.) = لنگ: آلت تناسل.

      لنگوته

      (لُ تَ یا تِ) [ هند. ] (اِ.) لنگی است کوچک که درویشان و فقیران و مردم بی سر و پا بر میان بندند.

        لنینیسم

        (لِ) (اِ.) مکتبی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی مبتنی بر اصول و عقاید لنین. (۱۸۷۰ – ۱۹۲۴م).

          له

          (لَ) (اِ.) شراب، باده انگوری.

            له

            (لُ) (اِ.) = آله. آلوه. اله: عقاب.

              لهاز

              (لِ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- چوب پاره‌ای که به وسیله آن سوراخ تبر و چرخ چاه را تنگ کنند.
              ۲- داغی که بر زیر گوش اشتر نهند.

                لندوک

                (لَ) (عا.)۱ – (ص.) دراز و لاغر.
                ۲- (اِ.) جوجه مرغ که هنوز پر بر نیاورده باشد.

                  Scroll to Top