اسم

لک

(~.) (اِ.) دمل شکم و کند.

    لک و مک

    (لَ کُ مَ) (اِمر.) خال‌های سرخ و سیاه و متعدد و بدون برآمدگی بر پوست.

      لک

      (~.) (اِ.) قسمی رفتن شتر و اسب و جز آن‌ها میان یورتمه و قدم.

        لک

        (~.) (اِ.) سخنان بیهوده و هرزه.

          لک

          (لَ) (اِ.) اثری از کثیفی بر روی پارچه یا جامه.

            لک

            (~.) (اِ.)
            ۱- پارچه و لته کهنه و پاره پاره.
            ۲- لباسی که روستاییان پوشند، خواه نو خواه کهنه.

              لقاطه

              (لُ طَ) [ ع. ] (اِ.) چیزی بی ارزش که روی زمین افتاده باشد. ج. القاط.

                لقانطه

                (لُ طَ یا طِ) [ تر. ] (اِ.) رستوران، مهمان خانه.

                  Scroll to Top