لک لک
(لَ لَ) (اِ.) = لکلکه:
۱- سخنان هرزه و یاوه.
۲- پرندهای است با پاهای بلند و گردن دراز که در جاهای بلند لانه درست میکند و خزندگان و حشرات را شکار میکند.
(لَ لَ) (اِ.) = لکلکه:
۱- سخنان هرزه و یاوه.
۲- پرندهای است با پاهای بلند و گردن دراز که در جاهای بلند لانه درست میکند و خزندگان و حشرات را شکار میکند.
(لَ) (اِ.) یکی از چهار صورت ورقهای بازی آس است که بر آن صورت زنی منقوش است (نظیر بی بی در بازیهای دیگر).
(لِ لِ) (اِ.) = لکلکه: چوبکی است که بر دول آسیا طوری نصب کنند که چون آسیا به گردش درآید، سر آن چوب حرکت کند و به دول خورد و دول را بجنباند و دانه به تندی در گلوی آسیا ریزد.
(لُ لُ نَ یا نِ) (اِ.)
۱- پرداختی پس از پرداختی گزاف.
۲- اخذی پس از اخذی نامشروع.
۳- زیانی بر سر زیانی.