اسم

لایح

(یِ) [ ع. لائح ] (اِفا.)۱ – آشکار، پیداشونده.
۲- درخشان.

    لایحه

    (یِ حِ) [ ع. لائحه ] (اِ.) مؤنث لایح.
    ۱- نوشته.
    ۲- طرح قانونی که از طرف دولت برای تصویب به مجلس فرستاده می‌شود.

      لامک

      (مَ) (اِ.) پارچه‌ای که آن را روی دستار می‌بندند.

        لان

        (اِ.)
        ۱- گودال، مغاک.
        ۲- بی وفایی.

          لاهوره

          (رِ) (اِ.) یک قاچ و برش از خربزه یا هندوانه.

            لاو

            (اِ.) لو. ؛ به ~ دادن: مفت از چنگ دادن چیزی را. ؛ به ~ شدن: از دست رفتن، لو رفتن.

              لاو

              (اِ.) خاک سفیدی که آن را گلابه سازند و خانه را بدان سفید کنند.

                پیمایش به بالا