اسم

لالی

(لَ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ لؤلؤ؛ مرواریدها.

    لاک پشت

    (کْ پُ) (اِ.) سنگ پشت، جانوری از رده خزندگان که سردسته خاصی به نام خود وی (لاک پشت) در این رده می‌باشد. صفت مشخص این خزنده وجود و نمو بسیار غلاف یا لاک است که برای حفاظت اعضا به کار می‌رود و دارای بخش پشتی و شکمی است و برحسب محیط زیستی به چهار دسته تقسیم می‌شوند:
    ۱- رودخانه‌ای.
    ۲- دریایی.
    ۳- خاکی.
    ۴- بی لاکان که لاک در آن‌ها از چندصد قطعه استخوان کوچک بوجود آمده و به طور ناقص رشد کرده‌اند.

      لاکتوز

      (تُ) [ فر. ] (اِ.) قند شیر که به مقدار تقریبی ۶۵ گرم در یک لیتر شیر وجود دارد. ماده‌ای است دوقندی جامد، سخت و متبلور که در آب حل می‌شود.

        لاکش

        (کِ) (اِ.) مکانی که یک جانب دیواره دارد و جانب دیگر ندارد، رومی.

          لال

          ۱ – (ص.) سرخ، سرخ رنگ.
          ۲- (اِ.) لعل.

            لالایی

            (حامص.)
            ۱- غلامی، خدمتکاری.
            ۲- تربیت بزرگزادگان.
            ۳- (اِمر.) نوعی پارچه کم ارزش.

              لالکا

              (لَ) [ ع. لالک ] (اِمر.)
              ۱- کفش، پای افزار.
              ۲- لاله گوش.
              ۳- تاج، تاج خ روس.

                لاله

                (لِ) (اِ.)
                ۱- نوعی گل سرخ رنگ که میان آن لکه‌های سیاه دارد.
                ۲- نوعی چراغ پایه دار که شمع را در آن می‌گذارند.

                  پیمایش به بالا