اسم

لاقح

(قِ) [ ع. ] (اِ.) (اِفا.)
۱- آن چه نخل را بدان گشنی دهند.
۲- بادی که ابر پیدا کند و درخت را بارور سازد.
۳- آبستن کننده،
۴- آبستن شونده.

    لاک

    [ فر. ] (اِ.)
    ۱- ماده شیمیایی رنگی که زنان برای تزیین به ناخن‌های بلند خود می‌زنند.
    ۲- مایع سفید رنگی که برای پوشاندن روی نوشته‌ها در غلط گیری به کار می‌رود.
    ۳- ماده‌ای که از ترکیب بعضی از اکسیدهای فلزی با مواد رنگی گیاهی به وجود می‌آید.

      لاک

      (اِ.) لاوک، تغار، کاسه چوبی که در آن آرد را خمیر می‌کردند.

        لاف

        [ په. ] (اِ.)
        ۱- خودستایی بی اصل و گزاف.
        ۲- رجز.

          لاستیک

          [ فر. ] (اِ.) ماده چرم مانند که از شیره بعضی گیاهان گرفته می‌شود و پس از یک رشته اعمال صنعتی برای ساختن اشیاء مختلف به کار می‌رود.

            پیمایش به بالا