اسم

لال

۱ – (ص.) سرخ، سرخ رنگ.
۲- (اِ.) لعل.

    لالایی

    (حامص.)
    ۱- غلامی، خدمتکاری.
    ۲- تربیت بزرگزادگان.
    ۳- (اِمر.) نوعی پارچه کم ارزش.

      لالکا

      (لَ) [ ع. لالک ] (اِمر.)
      ۱- کفش، پای افزار.
      ۲- لاله گوش.
      ۳- تاج، تاج خ روس.

        لاله

        (لِ) (اِ.)
        ۱- نوعی گل سرخ رنگ که میان آن لکه‌های سیاه دارد.
        ۲- نوعی چراغ پایه دار که شمع را در آن می‌گذارند.

          لاله زار

          (~.) (اِ.) زمینی که در آن لاله بسیار روییده‌است.

            لاله عباسی

            (~. عَ)(اِمر.)تیره‌ای از گیاهان ویژه نواحی گرمسیری درختی، علفی و بوته‌ای ؛ با گل‌های زیبای معطر قیفی شکل به رنگ‌های سرخ و زرد و سفید.

              لالی

              (لَ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ لؤلؤ؛ مرواریدها.

                لاقح

                (قِ) [ ع. ] (اِ.) (اِفا.)
                ۱- آن چه نخل را بدان گشنی دهند.
                ۲- بادی که ابر پیدا کند و درخت را بارور سازد.
                ۳- آبستن کننده،
                ۴- آبستن شونده.

                  لاک

                  [ فر. ] (اِ.)
                  ۱- ماده شیمیایی رنگی که زنان برای تزیین به ناخن‌های بلند خود می‌زنند.
                  ۲- مایع سفید رنگی که برای پوشاندن روی نوشته‌ها در غلط گیری به کار می‌رود.
                  ۳- ماده‌ای که از ترکیب بعضی از اکسیدهای فلزی با مواد رنگی گیاهی به وجود می‌آید.

                    Scroll to Top