اسم

لامسه

(مِ س) [ ع. لامسه ] (اِ.) از حواس پنجگانه انسان که به وسیله آن گرمی و سردی و زبری و نرمی اشیاء احساس می‌شود.

    لام

    (اِ.)صفحه شیشه‌ای ظریف که نمونه‌های تهیه شده از جاندارهای ذره بینی یا برش‌های جانوری و گیاهی پیش از بررسی با میکروسکوپ روی آن قرار می‌گیرد.

      لام

      [ ع. ] (اِ.) کالبد مردم، شخص.

        لام

        (اِ.)
        ۱- کمربند، میان بند.
        ۲- ژنده درویش.

          لاک پشت

          (کْ پُ) (اِ.) سنگ پشت، جانوری از رده خزندگان که سردسته خاصی به نام خود وی (لاک پشت) در این رده می‌باشد. صفت مشخص این خزنده وجود و نمو بسیار غلاف یا لاک است که برای حفاظت اعضا به کار می‌رود و دارای بخش پشتی و شکمی است و برحسب محیط زیستی به چهار دسته تقسیم می‌شوند:
          ۱- رودخانه‌ای.
          ۲- دریایی.
          ۳- خاکی.
          ۴- بی لاکان که لاک در آن‌ها از چندصد قطعه استخوان کوچک بوجود آمده و به طور ناقص رشد کرده‌اند.

            لاکتوز

            (تُ) [ فر. ] (اِ.) قند شیر که به مقدار تقریبی ۶۵ گرم در یک لیتر شیر وجود دارد. ماده‌ای است دوقندی جامد، سخت و متبلور که در آب حل می‌شود.

              لاکش

              (کِ) (اِ.) مکانی که یک جانب دیواره دارد و جانب دیگر ندارد، رومی.

                Scroll to Top