اسم

لام

(اِ.)صفحه شیشه‌ای ظریف که نمونه‌های تهیه شده از جاندارهای ذره بینی یا برش‌های جانوری و گیاهی پیش از بررسی با میکروسکوپ روی آن قرار می‌گیرد.

    لام

    [ ع. ] (اِ.) کالبد مردم، شخص.

      لام

      (اِ.)
      ۱- کمربند، میان بند.
      ۲- ژنده درویش.

        لام

        (اِ.) نام بیست و هفتمین حرف از حروف الفبای فارسی. ؛ ~ تا کام حرف نزدن هیچ نگفتن، دخالت نکردن.

          لاکش

          (کِ) (اِ.) مکانی که یک جانب دیواره دارد و جانب دیگر ندارد، رومی.

            لال

            ۱ – (ص.) سرخ، سرخ رنگ.
            ۲- (اِ.) لعل.

              لالایی

              (حامص.)
              ۱- غلامی، خدمتکاری.
              ۲- تربیت بزرگزادگان.
              ۳- (اِمر.) نوعی پارچه کم ارزش.

                Scroll to Top