اسم

لاحق

(حِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- آن که از پس چیزی آید و بدو پیوندد؛ رسنده، واصل.
۲- پیوند شونده، متصل، آینده، بعدی ؛ مق. سابق ؛ ج. لاحقین.

    لابیرنت

    (رَ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- ساختمانی که دهلیزهای اصلی وفرعی بسیار دارد.
    ۲- تودرتو، پیچ در پیچ.

      لاپه

      (پِ یا پَ) (اِ.) قطعه بریده از چوب و الوار.

        لابراتوار

        (تُ) [ فر. ] (اِ.) آزمایشگاه، محلی که در آن آزمایش‌های علمی و فنی انجام می‌شود.

          لابه

          (بِ) (اِ.)
          ۱- عجز، نیاز.
          ۲- التماس، زاری.
          ۳- خودستایی، تکبر.

            لابی

            [ انگ. ] (اِ.)
            ۱- سرسرای بزرگ ورودی، تالار ورودی هتل و مهمان خانه (فره).
            ۲- گروه یا جریانی که تلاش می‌کنند بر هیئت حاکمه یا بر کسانی در جهت منافع یا آرمان خود اثر بگذارد.

              گیلکی

              (لَ) (ص نسب.)
              ۱- منسوب به گیلک، زبان مردم گیلان از زبان‌های ایرانی از خانواده هندواروپایی.
              ۲- (اِ.) گوشه‌ای در آواز دشتی از ملحقات شور (موسیقی).

                Scroll to Top