اسم

گودبای پارتی

[ انگ. ] (اِ.) جشنی که به مناسبت مسافرت کسی و برای خداحافظی کردن با او برپا می‌شود.

    گودر

    (گَ یا گُ دَ) (اِ.)
    ۱- بچه گاو، گوساله.
    ۲- بچه گاو کوهی، بچه گوزن.
    ۳- پوست گوساله.
    ۴- نوعی غله خودرو که در میان زراعت گندم و جو روید و آن راجدور یا جودره خوانند.
    ۵- نام مرغی است کوچک از نوع مرغابی که گوشت آن به غایب بدبو می‌باشد.

      گودی

      (~.)(اِ.)۱ – وضع یا کیفیت گود بودن.
      ۲- داشتن کف یا بستری در پایین تر از سطح محیط.

        گور

        (اِ.) قبر، جای دفن مرده. ؛ ~ خود را کندن کنایه از: اسباب نابود خود را فراهم کردن ؛ ~ خود را گم کردن کنایه از: رفتن و ناپدید شدن شخص بد یا دشمن.

          گور

          (اِ.)
          ۱- گورخر.
          ۲- جای بی آب و علف.

            گوراب

            (اِمر.)
            ۱- میدان اسب دوانی.
            ۲- محلی که در آن هر هفته یک بار بازار تشکیل شود (در گیلان و مازندران)؛ هفته بازار.
            ۳- سراب، زمین شوره زار.

              گوراسب

              (اَ) (اِمر.) گونه وحشی اسب که مخصوص آفریقاست. نام علمی این حیوان هیپوتیگریس است که ترجمه آن به فارسی اسب ببری می‌باشد. وجه تسمیه بدان جهت است که سطح بدن حیوان دارای خطوط تیره و روشنی است که از دور شباهت به پوست ببر پیدا می‌کند. این حیوان به صورت دسته‌های بزرگ زندگی می‌کند و می‌توان آن را اهلی و تربیت کرد و مانند اسب معمولی استفاده نمود، گورخر آفریقایی.

                گوتیگ

                (گُ تِ) [ فر. ] (اِ.) شیوه معماری اروپای باختری از قرن ۱۲ تا ۱۶ م. که از ویژگی‌های آن تکرار عناصر بلندی ساختمان و به کارگیری تاق‌های نوک تیز و شیشه‌های پر نقش و نگار بود.

                  Scroll to Top