اسم

گمرک

(گُ رُ) (اِ.) [ مأخوذ از ترکی ]
۱- اداره‌ای که مأمور مراقبت از ورود و خروج کالاها (بر اساس قانون واردات و صادرات) و دریافت حقوق گمرکی از دارندگان آن هاست.
۲- هزینه‌ها و حقوق گمرکی.

    گمار

    (گُ) (اِ.) جای ناآشنا، به ویژه در جنگل انبوه که موجب گمراه شدن شخص شود.

      گماشته

      (گُ تِ)
      ۱- (ص مف.) منصوب شده، مأمور شده.
      ۲- (اِ.) مأمور، عامل.
      ۳- نوکر، خادم.

        گمان

        (گُ یا گَ) (اِ.)
        ۱- ظن، وهم.
        ۲- رأی، اندیشه.

          گمانه

          (گُ نَ یا نِ) (اِ.)
          ۱- گمان، حدس.
          ۲- چاه با نقبی که مقنی پیش از کندن قنات در محلی که گمان آب می‌رود حفر می‌کند.

            Scroll to Top