اسم

گماشته

(گُ تِ)
۱- (ص مف.) منصوب شده، مأمور شده.
۲- (اِ.) مأمور، عامل.
۳- نوکر، خادم.

    گمان

    (گُ یا گَ) (اِ.)
    ۱- ظن، وهم.
    ۲- رأی، اندیشه.

      گلوله

      (گُ لِ) (اِ.)
      ۱- هرچیز گرد و گلوله مانند.
      ۲- فشنگ، جسمی ساخته شده از سرب که برای تیراندازی در سلاح‌های گرم به کار می‌رود.

        گلوند

        (گَ وَ) (اِمر.)
        ۱- گلوبند.
        ۲- هر چیز که به طریق تحفه و هدیه به کسی فرستند، مرسله.
        ۳- گلوبند مانندی از گردو و انجیر که آن را به هدیه فرستند.

          گلوه

          (گُ وَ یا وِ) (اِ.) سوراخ تنور نان پزی.

            گلی

            (گُ) (اِ.) دارای رنگ قرمز روشن.

              گلیز

              (گِ) (اِ.) آب دهان، آب لزجی که از دهان انسان یا حیوان بیرون می‌ریزد.

                گلیسیرین

                (گِ) [ فر. ] (اِ.) = گلیسرل: مایعی است بی رنگ، روغنی، بی بو، کمی شیرین و محلول در آب.

                  گلیکوژن

                  (گِ کُ ژِ) [ فر. ] (اِ.) هیدرات کربنی که در سلول‌های جانوری ذخیره می‌شود، نشاسته حیوانی.

                    گلیم

                    (گِ) (اِ.) نوعی فرش که از پشم می‌بافند. ؛ ~ خود را از آب درآوردن کنایه: از عهده کار خود برآمدن.

                      Scroll to Top