اسم

گلوه

(گُ وَ یا وِ) (اِ.) سوراخ تنور نان پزی.

    گلی

    (گُ) (اِ.) دارای رنگ قرمز روشن.

      گلیز

      (گِ) (اِ.) آب دهان، آب لزجی که از دهان انسان یا حیوان بیرون می‌ریزد.

        گلیسیرین

        (گِ) [ فر. ] (اِ.) = گلیسرل: مایعی است بی رنگ، روغنی، بی بو، کمی شیرین و محلول در آب.

          گلیکوژن

          (گِ کُ ژِ) [ فر. ] (اِ.) هیدرات کربنی که در سلول‌های جانوری ذخیره می‌شود، نشاسته حیوانی.

            گلیم

            (گِ) (اِ.) نوعی فرش که از پشم می‌بافند. ؛ ~ خود را از آب درآوردن کنایه: از عهده کار خود برآمدن.

              گله

              (گُ لِ یا لَ) (اِ.) زلف پیچیده و مجعد زنان چون موی زنگی.

                گله

                (~.) پارچه‌ای که بر سقف خانه‌ها مانند سایبان بندند؛ آسمانگیر.

                  گله

                  (گَ لَّ یا لُِ) (اِ.) رمه، رمه گاو و گوسفند.

                    Scroll to Top